تدبیرساز
ندیداو همی مردم رای ساز .....رسیدش به تدبیرسازان نیاز.
دانشجويان كارافريني براي دريافت فايل طرح كسب و كار روي لينك زير كليك نمايند

نحوه نگارش و تهيه طرح كسب و كار


موضوعات مرتبط: دانلود فايل هاي پاورپوينت آموزشي "ويژه دانشجويان"
بیست و چهارم آذر 1388 | 10:44 قبل از ظهر | دکتر سعید محمدي |

دانشجويان كارافريني براي دريافت فايل مذكور روي عبارت ذيل كليك كنند

فرايند تشخيص فرصت


موضوعات مرتبط: دانلود فايل هاي پاورپوينت آموزشي "ويژه دانشجويان"
بیست و چهارم آذر 1388 | 10:34 قبل از ظهر | دکتر سعید محمدي |

دانشجويان كلاس كارافريني براي دريافت فايل مهندسي خلاقيت روي لينك ذيل كليك كنند.

مهندسي خلاقيت


موضوعات مرتبط: دانلود فايل هاي پاورپوينت آموزشي "ويژه دانشجويان"
بیست و چهارم آذر 1388 | 10:31 قبل از ظهر | دکتر سعید محمدي |

دانشجويان كلاس كارافريني لطفا روي لينك ذل كليك نمايند

 

كارافريني


موضوعات مرتبط: دانلود فايل هاي پاورپوينت آموزشي "ويژه دانشجويان"
بیست و چهارم آذر 1388 | 10:22 قبل از ظهر | دکتر سعید محمدي |

دانشجويان كلاس مسائل نوجوانان و جوانان براي دريافت فايل مطالب درسي روي لينك ذيل كليك كنند.

مسائل نوجوانان و جوانان


موضوعات مرتبط: دانلود فايل هاي پاورپوينت آموزشي "ويژه دانشجويان"
بیست و چهارم آذر 1388 | 10:0 قبل از ظهر | دکتر سعید محمدي |

جهت دانلود فايل خلاقيت روي عبارت زير كليك نمائيد

دانلود فايل خلاقيت


موضوعات مرتبط: دانلود فايل هاي پاورپوينت آموزشي "ويژه دانشجويان"
بیست و چهارم آذر 1388 | 9:43 قبل از ظهر | دکتر سعید محمدي |

مرد کور

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود. روی تابلو خوانده می شد: «من کور هستم لطفا کمک کنید.»

روزنامه نگار خلاقی از کنار او می گذشت؛ نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود.. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد، تابلوی او را برداشت، آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آن روز، روز نامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی آن چه نوشته است؟ روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم؛ لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچ وقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می شد:

« امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!! »

  وقتی کارتان را نمی توانید پیش ببرید، استراتژی خود را تغییر بدهید؛ خواهید دید بهترین ها ممکن خواهد شد؛ باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.

حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل، فکر، هوش، و روحتان مایه بگذارید؛ این رمز موفقیت است.... لبخند بزنید!

  ******* ******* ******* ******* ******* ******* *******

******* ******* ******* ******* ******* ******* *******

  یکی از بستگان خدا

 شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی.

پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد.

در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش، نداشته‌هاش رو از خدا طلب می‌کرد، انگاری با چشم‌هاش آرزو می‌کرد.

خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالی‌که یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد...

-آهای، آقا پسر!

  پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق می‌زد وقتی آن خانم، کفش‌ها را به ‌او داد.پسرک با چشم‌های خوشحالش و با صدای لرزان پرسید: شما خدا هستید؟

  -نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم!

-آهان، می‌دانستم که با خدا نسبتی دارید!

   ****** ******* ******* ******* ******* ******* *******

******* ******* ******* ******* ******* ******* *******

 اشتباه فرشتگان

 درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده مي شود.  پس از اندك زماني دادِ شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد: جاسوس مي فرستيد به جهنم؟!

 -از روزي كه اين آدم به جهنم آمده، مدام در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و عرصه را به من تنگ کرده است.

 سخن درويش اين چنين بود:

با چنان عشقي زندگي كن كه حتي اگر بنا به تصادف به جهنم افتادي، شيطان تو را به بهشت باز گرداند.

  ******* ******* ******* ******* ******* ******* *******

******* ******* ******* ******* ******* ******* *******

  زن نظافتچى

 من دانشجوى سال دوم بودم. يک روز سر جلسه امتحان وقتى چشمم به سوال آخر افتاد، خنده‌ام گرفت. فکر کردم استاد حتماً قصد شوخى کردن داشته است. سؤال اين بود: «نام کوچک زنى که محوطه دانشکده را نظافت می‌کند چيست؟»

من آن زن نظافتچى را بارها ديده بودم. زنى بلند قد، با موهاى جو گندمى و حدوداً شصت ساله بود. امّا نام کوچکش را از کجا بايد می‌دانستم؟

من برگه امتحانى را تحويل دادم و سؤال آخر را بی‌جواب گذاشتم. درست قبل از آن که از کلاس خارج شوم دانشجويى از استاد سؤال کرد آيا سوال آخر هم در بارم‌بندى نمرات محسوب می‌شود؟

استاد گفت: حتماً و ادامه داد: شما در حرفه خود با آدم‌هاى بسيارى ملاقات خواهيد کرد. همه آن‌ها مهم هستند و شايسته توجه و ملاحظه شما می‌باشند، حتى اگر تنها کارى که می‌کنيد لبخند زدن و سلام کردن به آن‌ها باشد.

من اين درس را هيچگاه فراموش نکرده‌ام.

    ******* ******* ******* ******* ******* ******* *******

******* ******* ******* ******* ******* ******* *******

 کمک در زير باران

 يک شب، حدود ساعت ٥/١١ بعدازظهر، يک زن مسن سياه پوست آمريکايى در کنار يک بزرگراه و در زير باران شديدى که می‌باريد ايستاده بود. ماشينش خراب شده بود و نيازمند استفاده از وسيله نقليه ديگرى بود. او که کاملاً خيس شده بود دستش را جلوى ماشينى که از روبرو می‌آمد بلند کرد. راننده آن ماشين که يک جوان سفيدپوست بود براى کمک به او توقف کرد. البته بايد توجه داشت که اين ماجرا در دهه ١٩٦٠ و اوج تنش‌هاى ميان سفيدپوستان و سياه‌پوستان در آمريکا بود. مرد جوان آن زن سياه‌پوست را به داخل ماشينش برد تا از زير باران نجات يابد؛ بعد مسيرش را عوض کرد و به ايستگاه قطار رفت و از آنجا يک تاکسى براى زن گرفت و او را کمک کرد تا سوار تاکسى شود.

  زن که ظاهراً خيلى عجله داشت از مرد جوان تشکر کرد و آدرس منزلش را پرسيد. چند روز بعد، مرد جوان در خانه بود که صداى زنگ در برخاست. با کمال تعجب ديد که يک تلويزيون رنگى بزرگ برايش آورده‌اند. يادداشتى هم همراهش بود با اين مضمون:

«از شما به خاطر کمکى که آن شب به من در بزرگراه کرديد بسيار متشکرم. باران نه تنها لباس‌هايم، که روح و جانم را هم خيس کرده بود. تا آنکه شما مثل فرشته نجات سر رسيديد. به دليل محبت شما، من توانستم در آخرين لحظه‌هاى زندگى همسرم و درست قبل از اين که چشم از اين جهان فرو بندد در کنارش باشم. به درگاه خداوند براى شما به خاطر کمک بی‌شائبه به ديگران دعا می‌کنم.»

ارادتمند؛ خانم ....

 ******* ******* ******* ******* ******* ******* *******

******* ******* ******* ******* ******* ******* *******

  هميشه کسانى که خدمت می‌کنند را به ياد داشته باشيد

 در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر ١٠ ساله‌اى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت ميزى نشست. خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت.

  پسر پرسيد: بستنى با شکلات چند است؟ 

خدمتکار گفت: ٥٠ سنت

پسر کوچک دستش را در جيبش کرد، تمام پول خردهايش را در آورد و شمرد. بعد پرسيد: بستنى خالى چند است؟

خدمتکار با توجه به اينکه تمام ميزها پر شده بود و عده‌اى بيرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن ميز ايستاده بودند، با بی‌حوصلگى گفت: ٣٥ سنت

پسر دوباره سکه‌هايش را شمرد و گفت: براى من يک بستنى بياوريد.

 خدمتکار يک بستنى آورد و صورتحساب را نيز روى ميز گذاشت و رفت...

  پسر بستنى را تمام کرد، صورتحساب را برداشت و پولش را به صندوق‌دار پرداخت کرد و رفت.

  هنگامى که خدمتکار براى تميز کردن ميز رفت، گريه‌اش گرفت. پسر بچه روى ميز در کنار بشقاب خالى، ١٥ سنت براى او انعام گذاشته بود!

  يعنى او با پول‌هايش می‌توانست بستنى با شکلات بخورد، امّا چون پولى براى انعام دادن برايش باقى نمی‌ماند، اين کار را نکرده بود و بستنى خالى خورده بود!

    ******* ******* ******* ******* ******* ******* *******

******* ******* ******* ******* ******* ******* *******

   مانعى در مسير

 در روزگار قديم، پادشاهى سنگ بزرگى را در يک جاده اصلى قرار داد. سپس در گوشه‌اى قايم شد تا ببيند چه کسى آن را از جلوى مسير بر می‌دارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکه‌هاى خود به کنار سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسيارى از آن‌ها نيز به شاه بد و بيراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند؛ امّا هيچيک از آنان کارى به سنگ نداشتند!

  سپس يک مرد روستايى با بار سبزيجات به نزديک سنگ رسيد. بارش را زمين گذاشت و شانه‌اش را زير سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدن‌ها و عرق ريختن‌هاى زياد بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آن‌ها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کيسه‌اى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. کيسه را باز کرد پر از سکه‌هاى طلا بود و يادداشتى از جانب شاه که اين سکه‌ها مال کسى است که سنگ را از جاده کنار بزند.

  آن مرد روستايى چيزى را می‌دانست که بسيارى از ما نمی‌دانيم!

  هر مانعى = فرصتی

 

 «خوشبخت ترين فرد كسي است كه بيش از همه سعي كند ديگران را خوشبخت سازد»،

 این رو هیچ وقت از یاد نبر دوست خوب من


موضوعات مرتبط: جملات كوتاه
بیست و چهارم آذر 1388 | 9:20 قبل از ظهر | دکتر سعید محمدي |

زرتشت:

اگر روزي دشمن پيدا كردي

بدان در رسيدن به هدف موفق بودي

اگر روزي تهديدت كردند

بدان در برابرت ناتوانند

اگر روزي خيانت ديدي

بدان قيمتت بالاست

اگر روزي تركت كردند

بدان با تو بودن لياقت مي‌خواهد

 خدايا توخيلي بزرگي و من كوچك ولي جالب اينجاست

تو به اين بزرگي من كوچك را فراموش نمي‌كني

ولي من به اين كوچيكي تو را فراموش مي‌كنم!!!!!!!

 چون با خدا همراهم

با خواسته‌ي دل خويش نيز همراه خواهم بود

 

خوشبختي من به خواست خداوند است

از اين رو

هيچ كس را ياراي مداخله نيست

 

مهم نيست قفل‌ها در دست كيه

مهم اينه كليدا دست خداست

 

امشب كه بلرزيد دل و بغض و صدايت

آرام روان گشت دلت سوي خدايت

رفتي به در خانه آن قاضي حاجات

ياد آر مرا ملتمس لطف و دعايت

 

مهر و محبت و عشق بورزيم به دور از دلهره فرداي بي هم بودن

باشد كه فردا

حسرت ديروز بي عشق با هم بودن را نخوريم

 

آلبرت انيشتن:

ترجيح مي‌دهم سوار دوچرخه‌ام باشم و به خدا فكر كنم

تا اينكه در كليسا باشم و به دوچرخه‌ام فكر كنم

 

گاهي

 پنجره هم مي‌تواند

نقشي از پرده بازي كند

پشت همين رنگها،

رنگهاي ديگري

 پنهان است

پشت همين خاموشي

نمي‌داني ترانه‌ها،

چه آتش بازي زيبايي

راه انداخته‌اند

سيب را كنار ميزنم

كه سيب را نشانتان بدهم

 

گاهي وقتا از نردبون مي‌ريم بالا تا دستاي خدا رو بگيريم

غافل از اين كه خدا اون پايين محكم نردبونو گرفته كه ما نيافتيم

 

روي هر پله كه باشي خدا يه پله از توبالاتره

نه به خاطر اين كه خداست

بخاطر اينكه دستاتو بگيره

 

زيباترين عكسها در اطاقهاي تاريك ظاهر ميشن

پس هر وقت در قسمت تاريك زندگيت ظاهر شدي

بدون كه خدا مي‌خواد زيباترين تصوير رو از تو بسازه

 

آرزوهايت را يكجا يادداشت كن

و يكي يكي از خدا بخواه

خدا يادش نمي‌رود

تو يادت مي‌رود

كه آنچه كه امروز داري

آرزوي ديروزت است

 

سحرگاهان كه شبنم آيتي از پاك بودن را به گلها هديه مي‌بخشد به آن محراب پاكش آرزو كردم برايت

خوب ديدن

خوب بودن

خوب ماندن

شاد بودن را

 

 ميان سجده‌ي سبزت

سحرگاهان،

 اگر بر خاطرت رد شد خيال من

دعايم كن

 

هيچ وقت از مشكلات زندگي شكايت نكن

كارگردان خوب

هميشه نقشهاي دشوار را

به بازيگران خوب ميسپارد

 

خدايا ممنونم از تو كه بهم ياد دادي

نااميدي يعني:

باوري جز اينكه

خورشيد هر صبح فقط براي من طلوع ميكنه

 

برايت دعا ميكنم

هر با كه پرنده‌اي ميبينم

هربار كه مردم

بي تفاوت از كنارم ميگذرند

و هر بار كه نفس ميكشم

برايت دعا ميكنم

تا به آنچه ميخواهي برسي

 

شبهاي بلندي عبادت چه كنم؟

قلبم به گناه كرده عادت چه كنم؟

گويند كريميست گنه مي‌بخشد .

گيرم كه ببخشد از خجالت چه كنم؟

 

همه درها اگه بستس

تو به آسمون نگاه كن

 اونجا يه پنجره بازه

تو فقط

تو فقط

خدا خدا كن


موضوعات مرتبط: جملات كوتاه
بیست و چهارم آذر 1388 | 9:16 قبل از ظهر | دکتر سعید محمدي |

              

 ازبهرکه خوانم من این شعر اهورائی خود را

با من تو بگو تا چکنم این دل سودائی خود را

با با ل که پرواز دهم  قصه   شیدائی خود را

در دفتر کی ثبت کنم صبر و شکیبائی خود را

تصویر کدام  پرده کنم درد تماشائی  خود  را

در بهر که جویم من آن مرغک دریائی خود را
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 جانا  بکه  گویم  من  این   قصه  تنهائی  خود را

خونین  شده  این دل  چو لاله  زغــم در  فراقـت

امروزکه چون مرغک بی با ل و پری مانده زپرواز

تا  این دل  شیدائی  من  سوخته  در آتش هجرت 

در پرده  جانم  هزار  نقش   ز دردهای   نهانست

گم  شد دل  زارم  بصحرای غم و وادی  هجران
 

یا رب بکدام طاقچه نشانم من این قاب جدائی

 تا آنکه  بجوید حکیم  مونس تنهائی  خود  را


موضوعات مرتبط: شعر
بیست و سوم آذر 1388 | 3:11 بعد از ظهر | دکتر سعید محمدي |

الــــــهــــی بــــــه جــــــان خراباتـیان                 کـــــزیـن تهمت هستی ام وارهان

بـــــه خـــمـــخـــانـــه وحــدتم راه ده                 دل زنــــــــده و جــــــان آگــــاه ده

خـــــدا را ز مـــــــــیــــخــانه گر آگهی                 بـــــه مــــخـــمور بیچاره بنما رهی

کـــــه از کــــثــــرت خــلـق تنگ آمدم                  به هر سو شدم سر به سنگ آمدم

بـــیا ساـقیا مــــی بـــه گـــردش درآر                  کـــــه دل گــــیـرم از گردش روزگار

می ای ده که چون ریزی اش در سبو                  بــــــرآرد ســــبــــو از دل آواز هـــو

بـــــه مـــــیــــخـانه آی و صفا را ببین                  مـــــبــــیــن خویش را و خدا را ببین

مــــی ای کــــــو مـــــرا وارهاند زمن                  از ایــــن و از آن و ز مـــــــا و ز مــن

از آن مــی که چون شیشه بر لب زند                   لـــــب شــــیـــشـه تبخاله ازتب زند

تـــــو در حـــلقـــۀ مـی پرستان درآی                   کــــه چـیزی نبینی به غیر از خدای

                                                                                                رضی الدین آرتیمانی


موضوعات مرتبط: شعر
بیست و سوم آذر 1388 | 3:3 بعد از ظهر | دکتر سعید محمدي |

در هوای دو گانگی ، تازگی چهره ها پژمرد
 
بیایید از سایه روشن برویم
 
بر لب شبنم بایستیم، در برگ فرود آییم
 
...
 
شب بوی ترانه ببوییم، چهرۀ خود گم کنیم
 
از روزن آن سوها بنگریم، در به نوازش خطر بگشاییم
 
خود روی دلهره پرپر کنیم
 
نیاویزیم ، نه به بند گریز، نه به دامان پناه
 
نشتابیم، نه به سوی روشن نزدیک، نه به سمت مبهم دور
 
عطش را بنشانیم، پس به چشمه رویم
 
...
 
نزدیک ما شب بی دردی است، دوری کنیم
 
کنار ما ریشۀ بی شوری است، بر کنیم
 
و نلرزیم، پا در لجن نهیم، مرداب را به تپش درآییم
 
آتش را بشوییم، نی زار همهمه را خاکستر کنیم
 
قطره را بشوییم، دریا را در نوسان آییم
 
...
 
بر خود خیمه زنیم، سایبان آرامش ما،ماییم
 
ما وزش صخره ایم، ما صخرۀ وزنده ایم
 
ما شب گامیم،ما گام شبانه ایم
 
پروازیم و چشم به راه پرنده ایم
 
...
 
بیایید از شوره زار خوب و بد برویم
 
چون جویبار، آیینۀ روان باشیم:به درخت، درخت را پاسخ دهیم
 
و دو کران خود را هر لحظه بیافرینیم،هر لحظه رها سازیم
 
برویم، برویم، و بیکرانی را زمزمه کنیم
 
سهراب سپهری

موضوعات مرتبط: شعر
بیست و سوم آذر 1388 | 3:2 بعد از ظهر | دکتر سعید محمدي |

دیدی ای دل که غم عـــشق دگر بار چه کرد           چون بـــشـــد دلـــبر و بـا یار وفادار چه کرد

 آه از آن نـــرگس جـــادو که چه بازی انگیخت           وه از آن مست که با مردم هوشیار چه کرد

اشک من رنگ شـــــفق یافت ز بی مهری یار          طـالع بی شفقت بین که در این کـار چه کرد

بـــرقـــی از مــــــنــزل لیلی بدرخشید سحر           وه کــــه بـا خرمن مجنون دل افکار چه کرد

ســـاقیـــا جـــام میم ده کـــه نــگارنـده غیب          نیست مــــعلــوم که در پرده اسرار چه کرد

آن کـــه پــــر نقش زد ایــن دایـــــره مــینایی          کــــس ندانست که در گردش پرگار چه کرد

فکر عشق آتش غم در دل حافظ زدو سوخت          یـــــار دیــــریـنــــه بـــبینید که با یار چه کرد

                                                                                                             حافظ شیرازی


موضوعات مرتبط: شعر
بیست و سوم آذر 1388 | 3:1 بعد از ظهر | دکتر سعید محمدي |

مه من نقاب بگشا ز جمال کبریایی     که بتان فروگذارند اساس خودنمایی

 شده انتظارم از حد چه شود ز در درآیی      ز دو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی

                                                    چه کنم که هست اینها گل باغ آشنایی

 چه کسم چه کاره ام من که رسم به عاشقانت     شرف است،آنکه بوسم قدم ملازمانت

 به کمین استخوانی که شها ، برم ز خوانت         همه شب نهاده ام سر چو سگانت بر آستانت

                                                                          که رقیب در نیاید به بهانه گدایی

 نگشود عقده دل نه ز شیخ و نه از برهمن                   نه ز دیر طرف بستم نه ز کعبه ، نه ز ایمن

 که نصیب عاشقان شد ز ازل فضای گلخن          سر سیر گل ندارم ز چه رو روم به گلشن

                                                             که شنیده ام ز گلها همه بوی بیوفایی

 ز حدوث پاک گشتم به قدم رهم ندادند              ز وجود هم گذشتم به عدم رهم ندادند

 به کنشت سجده کردم به صنم رهم ندادند          به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند

                                                          که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی

 

چو بنای عشق عاشق که ز عشوه بی نیاز است        دل مبتلای محمود به کمند طره ایاز است

 که مدار شوخ چشمان بکرشمه است و ناز است           در گلستان چشمم ز چه رو همیشه باز است

                                   

                                       به امید آنکه شاید تو به چشم من درآیی

 

چو بنای عاشق همه سوز و ساز دیدم                  ز جهانیان گروهی همه در مجاز دیدم

 به شرابخانه رفتم همه مست ساز دیدم                به قمار خانه رفتم همه پاکباز دیدم

                     

                                         چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی

 

چه خوش است مطرب آید به سماع ذکر "یا حی"       کند التفات ساقی،سوی بزم ما پیاپی

 غم عشق را دوایی نبود به جز نی و می                 ز فراق چون ننالم من دلشکسته گون نی

                               

                                          که میان سنبلستان، چرد آهوی ختایی

 

ز حدیث لعل گاهی،زندم ره دل و دین        کشدم به ناز گاهی به کمند زلف پرچین

 زندم به تیر مژگان،کُشدم به خنجر کین             به کدام مذهب است آن،به کدام ملت است این

                         

                                       که کشند عاشقی را که تو عاشقم چرایی

 

سحری بخواب بودم که ندایی ز در درآمد           که نوید وصل گویی ز دیار دلبر آمد

 به تو مژده باد ای دل که شب غمت سرآمد        در دیر می زدم من که یکی ز در درآمد

                                

                                      که بیا بیا "عراقی" که تو هم از آن مایی

 


موضوعات مرتبط: شعر
بیست و سوم آذر 1388 | 3:0 بعد از ظهر | دکتر سعید محمدي |

بر طبق ماده 20 قانون تجارت شرکتهای تجارتی هفت نوع می باشد:
1- شرکت با مسئولیت محدود .
2- شرکت سهام که خود بر دو نوع سهامی خاص و سهامی عام تقسیم می شوند ( ماده 4 بخش اول شرکتهای سهامی قانون تجارت ) .
3- شرکت تضامنی
4- شرکت مختلط غیر سهامی
5- شرکت مختلط سهامی
6- شرکت نسبی
7- شرکتهای تعاونی
که تعریف هر یک در قانون تجارت بیان گردیده است.

1 - شرکت با مسئولیت محدود
در شرکت با مسئولیت محدود مؤسسین قبلاً اوراق مخصوصی که شامل شرکتنامه و اظهارنامه می باشد و از قسمت اوراق بهادار خریداری نموده اند تکمیل نموده همراه با ضمائم که شامل دو نسخه اساسنامه و دو نسخه صورتجلسه مؤسسین و هیات مدیره می باشد به مسئول اداره ارائه می دهند مسئول مربوطه مدارک تاسیس را جهت رسیدگی نزد ممیز ثبت شرکتها ارسال می دارد، ممیز ثبت شرکتها اوراق مربوط به تاسیس را می بایست از جهات زیر کنترل نماید.
1. شرکت از کدامیک از انواع شر کتها ست.
2. شرکتنامه و اظهار نامه تکمیل و ارائه شده توسط مؤسسین مخصوص ثبت نوع شرکت مورد نظر می باشد یا خیر.
3. چنانچه مدارک ثبت ناقص تنظیم شده است دستور رفع نقص به مؤسسین می دهد.
4. در صورت تکمیل اوراق تاسیس در صورتیکه مؤسسین موافقت با نام شرکت را از (ادراه کل ثبت شرکتها و مالکیت صنعتی ) قبلاً اخذ نکرده اند می بایست با پیشنهاد چند اسم از اداره مذکور استعلام گردد.
5. با وصل موافقت نامه از ادراه کل ثبت شرکتها و مالکیت صنعتی در خصوص نام شرکت ممیز کنترلهای زیر را انجام می دهد.
6. مرکز شرکت در شهرستان محل تقاضا واقع است یا خیر .
7. در صورتیکه مرکز شرکت در حوزه ثبتی شهرستان قرار گرفته باشد ثبت شرکت بلا اشکال می باشد.
8. چنانچه شرکت در شرف تاسیس در سایر شهرستانهای ایران شعبه داشته باشد می بایست برای هر شعبه یک نسخه از مدارک تاسیس اضافه از مؤسسین اخذ گردد.
9. موضوع فعالیت شرکت چیست و در ارتباط با کدام وزارتخانه یا اتحادیه و یا سازمان دولتی می باشد.
10. معمولاً در ارتباط با وظایف قانونی:
وزارت راه وترابری (در خصوص حمل و نقل)
وزارت نفت (در خصوص نفت و پتروشیمی و گاز)
وزارت ارشاد اسلامی (در خصوص چاپخانه و تبیلغات و آژانسهای مسافرتی- فیلم وامور سینمایی)
سازمان بنادر و کشتیرانی (در خصوص حمل و نقل دریائی)
بیمه (در خصوص بیمه گری)
بانک مرکزی (در خصوص بانکداری)
شورای عالی انفورماتیک سازمان برنامه و بودجه (در خصوص کامپیوتر سخت افزار)
مجمع امور صنفی (در خصوص موضوع واردات و صادرات)
اتحادیه های صنفی با توجه به موضوع شرکت مؤسسین می بایست مجوز لازم قبل از ثبت اخذ نمایند.
1. در صورتیکه مجوز لازم را ارائه نداده اند پیش نویس استعلام لازم را که کارشناس یا ممیز تهیه نموده و با امضای مسئول اداره به وزارت و یا سازمان مربوطه ارسال می دارد.
2. با وصول مجوز ثبت از مراجع مذکور موضوعات زیر توسط ممیز کنترل می شود.
3. اسامی شرکاء و مؤسسین و میزان سرمایه هر یک از شرکاء.
4. تابعیت خارجی یکی و یا کلیه شرکاء همراه با مدارک به وزارت اطلاعات انعکاس می یابد.
5. پس از وصول استعلام از وزارت اطلاعات، نشانی شرکاء با نشانی قید شده در اوراق انطباق داده می شود.
6. جمع هم الشرکه شرکاء معادل کل سرمایه شرکت در حال تاسیس باشد.
7. نام خانوادگی شرکاء با اسم انتخاب شده از نظر رعایت ماده 95 قانون تجارت را ممیز می نماید.
8. مشخص نمودن نقدی یا غیر نقدی شرکت.
9. در صورت نقدی بودن سرمایه شرکت رسید آن توسط مدیران ضمیمه مدارک بشود.
10. در صورتیکه سرمایه شرکت غیر نقدی است :
- سرمایه غیر نقدی منقول است یا غیر منقول.
- چنانچه منقول است. از انواعی است که دارای شماره شهربانی باشد یا خیر.
11. در صورتیکه دارای شماره شهربانی است وفق مقررات انتقال دردفتر اسناد رسمی صورت می پذیرد :
- استعلام از شهربانی از نظر عدم تخلف و عدم بازداشت.
- استعلام از دارائی و گمرک از نظر عدم بدهی.
12. چون مسئولیت شرکاء در ازای سرمایه غیر نقدی مسئولیت تضامنی است امضاء کلیه شرکاء لازم است (طبق ماده 98 قانون تجارت)
13. در صورت عدم بازداشت و عدم بدهی گمرکی و دارائی، ملاحظه اسنادجزء سرمایه شرکت و انتقال آن به دفترچه مالکیت و ارسال خلاصه معامله به شهربانی.
14. چنانچه منقول دیگری باشد لیست سهم الشرکه که غیر نقدی هر یک از شرکاء تقویم شده با امضاء کلیه شرکاء (رعایت ماده 98 قانون تجارت) صورتجلسه مجمع.
15. چنانچه سرمایه شرکت غیر منقول است - مشخص نمودن نوع آن.
16. کارخانه – مزروعی – مسکونی - تجارتی.
17. چنانچه کارخانه است در کجا و کدام شهر قرار دارد.
18. استعلام از دارائی مبنی بر وصول مالیات متعلقه به انتقال محل کارخانه در ازای مبلغ..................... ریال که متقاضیان اظهار داشته اند.
19. استعلام عدم بازداشت و عدم وثیقه از اداره ثبت مربوطه.
20. استعلام از اداره تامین اجتماعی.
21. در صورتی که ملک در جریان ثبت است استعلام جریان ثبتی از اداره ثبت مربوطه و تعیین بدهی ثبتی.
22. استعلام از شهرداری
23. اخذ مدارک متعلقات مورد انتقال مانند آب و برق و تلفن از متقاضیان و اخذ مفاصا حساب از ادارات مذکور.
24. استعلام از منابع طبیعی مبنی از عدم ملی شدن (قانون جنگلها و مراتع کشور).
25. استعلام از هیئت هفت نفری محل وقوع ملک.
26. پس از کنترل مدارک و موضوعات اشاره شده بلامانع بودن انتقال غیر منقول به شرکت و تائید رامیه غیر نقدی شرکت.
27. متقاضی دو برگ خلاصه معامله انتقال املاک ثبت شده و یا ثبت نشده را پس از خریداری به کارشناس ارائه می دهد.
28. کارشناس (ممیز) با رعایت قانون دفاتر اسناد رسمی و ماده 5 نظامنامه قانون ثبت شرکتها خلاصه انتقال نیبت به پلاک ثبیتی تنظیم می نماید و پس از صدور دستور ثبت شرکت خلاصه معامله به اداره مربوطه ارسال می گردد.
29. پس از طی مراحل مذکور در فوق بررسی سرمایه شرکت اختتام می یابد ( رعایت ماده100 قانون تجارت)
30. اسامی مدیر یا مدیران و اشخاصیکه حق امضاء دارند و در شرکتنامه و اظهار نامه با مسئولیت محدود درج شده است با اولین صورتجلسه مؤسسین و شرکاء تطبیق داده می شود (ماده 104 و 105 قانون تجارت)
31. کنترل نحوه تقسیم سود.
32. کنترل به موقع رسیدگی به حسابهای شرکت
33. رعایت ماده 114 قانون تجارت - مورد انحلال شرکت
34. تاریخ تشکیل شرکت و تعیین مدت آن.
35. کنترل امضاء کلیه شرکاء در ذیل اوراق شرکتنامه و اظهار نامه.
36. بررسی اساسنامه و کنترل آن و تطبیق اساسنامه و شرکتنامه و اظهارنامه و هر برگ اساسنامه.
37. وظایف مجمع عمومی عادی شرکت و و ظایف مجمع عمومی فوق العاده و هئیت مدیره درج شده در اساسنامه با قانون تجارت مواد 94 الی 115 قانون تجارت تطبیق می شود وپس از انطباق کامل آن با قانون تجارت و مشخص شدن روابط شرکاء (ماده 108 قانون تجارت) کارشناس یا ممیز دستور وصول الثبت به شعبه حسابداری صادر می نماید.
38. متقاضی جهت پرداخت حق الثبت تاسیس شرکت به شعبه حسابداری مراجعه می نماید و مسئول حسابداری ثبت شرکتها اقدامات زیر را باید انجام دهد.
1.مبلغ سرمایه شرکت را مشخص می نماید.
2.با رعایت ماده 10 قانون اصلاحی ثبت شرکتها هزینه حق الثبت متعلقه را تعیین و جهت صدور فیش بانکی نزد متصدی مربوطه ارسال می دارد.
3.متصدی مربوطه فیش بانکی به مبلغ تعیین شده تهیه و به متقاضیان تحویل می دهد که وجه آنرا به حساب جاری بانک ملی واریز نماید.
4.متقاضی هزینه حق الثبت تمعلقه را به حساب بانک واریز و با فیش پرداخت مراجعه می نماید.
5. فیش پرداخت را به مسئول حسابداری ارائه می دهد.
6. فیش پرداخت در دفتر حسابداری منعکس می شود.
7. گواهی پرداخت حق الثبت با ذکر شماره فیش در برگ اول اظهارنامه از طرف شعبه حسابداری صادر می شود.
8. مدارک تاسیس کلاً تحویل متقاضی می شود.
9. متقاضی با ارائه فیش پرداخت مخصوص پرونده نزد کارشناس کنترل مراجعه می نماید.
10. کارشناس با ملاحظه فیش واریز حق الثبت تاسیس شرکت پیش نویس های تاسیس را تهیه می نماید و پس تائید و امضاء به مسئول اداره داده می شود.
11. مسئول اداره پس از بررس و کنترل دستور ثبت در دفتر ثبت شرکتها را صادر می نماید.
اقدام بعدی ثبت شرکتنامه در دفتر ثبت شرکتها می باشد که دفتر مذکور قانونی است و به امضای نماینده دادستان محل رسیده است یا متقاضی پیش نویس را نزد مسئول دفتر برده و مسئول دفتر شروع به ثبت شرکتنامه و پیش نویس آگهی تاسیس شرکت در دفتر ثبت شرکتها می نماید و اقدامات زیر را انجام می دهد:
1 - اخذ کارت شناسایی متقاضیان.
2 - تطبیق کارت با مشخصات مندرج در شرکتنامه.
3 - احراز هویت متقاضیان.
4 - اخذ امضاء از متقاضیان در ذیل ثبت در دفتر.
5 - تصدیق متقاضیان تحت عنوان ثبت با سند برابر است.
6 - در صورتیکه سرمایه شرکت غیر منقول و منقول دارای شماره شهربانی باشد در اسناد مالکیت اموال مورد انتقال امضاء اخذ می گردد.
7 – تعیین شماره ثبت شرکت.
8 - نوشتن شماره ثبت در اظهار نامه و شرکتنامه شرکت و اسناد مالکیت اموال متعلق به شرکت.
9 - اسناد مالکیت به امضای رئیس اداره ثبت که طبق ماده 5 جانشین سر دفتر اسناد رسمی است (در امور شرکتها) می رسد.
10- مسئول ثبت دفتر تشکیل پرونده داده و در روی آن از لحاظ تکمیل امضاء گواهی می نماید یک نسخه اساسنامه و شرکتنامه و اظهار نامه ممهور به مهر اداره ثبت کرده و تحویل مؤسسین می گردد در صورتی که سند مالکیت هم وجود داشته باشد به مدیران تحویل می گردد.
11- نسخه دیگر اظهارنامه و اساسنامه و شرکتنامه و پیش نویس اگهی را که تشکیل پرونده گردید جهت تحریر به اطاق تایپ ارسال می دارد.
اقدام نهائی یا تحریر و صدور آگهی تاسیس شرکت می باشد ، که دارای مراحل زیر است:
• تحریر پیش نویس آگهی در سه نسخه.
• مقابله توسط متصدی.
• در نسخه دوم آگهی تاسیس توسط ممیز مبلغ حق الدرج آگهی در روزنامه کثیرالانتشار تعیین می شود (ماده 6 نظامنامه قانون تجارت) بر طبق تعرفه.
• مسئول اداره پس از درج آگهی های تاسیس پرونده را به دفتر اداره ارجاع می نماید.
• پس از درج اسم شرکت در دفتر اندیکاتور آگهی صادر می شود.
• ضمن تحویل نسخه اول آگهی به مدیران شرکت در خصوص درج در روزنامه رسمی راهنمائی لازم می شوند.
• نسخه دوم به ضمیمه قبض پرداخت حق الدرج آگهی طی نامه ای در دو نسخه به اداره آگهی های وزارت ارشاد اسلامی به منظور درج آن در روزنامه ارسال می گردد.
• نامه وزارت ارشاد اسلامی بلافاصله با ذکر موضوع بعد از شماره ثبت آگهی در دفتر اندیکاتور ثبت می شود و یک نسخه (پیش نویس) نامه در پرونده نگاهداری می شود.
چنانچه شرکت در خارج از حوزه ثبتی دارای شعبه باشد:
• طی نامه ای محل و وقوع شعبه شرکت را به همراه یک نسخه از کلیه مدارک ، اظهار نامه، اساسنامه و یک نسخه آگهی تاسیس به اداره ثبت محل جهت ثبت آن در اداره ثبت مزبور ارسال می گردد.
• پیش نویس عنوان نامه اداره ثبت محل شعبه پس از ثبت مجدد در دفتر اندیکاتور در پرونده نگاهداری می شود.
• اوراق مزبور پس از ثبت در دفتر ارسال مراسلات تحویل نامه رسان می شود تا به مراجع مربوط در قبال رسید تحویل نماید.
• مسئول دفتر پرونده شرکت جدید التاسیس را به بایگانی اداره ثبت شرکتها ارسال می نماید.
• در اداره ثبت شرکتها و موسسات غیر تجاری تهران مسئول بایگانی پرونده جدید التاسیس را با شماره ثبت و نوع و اسم شرکت در دفتر کل مخصوص که نشان دهنده کل پرونده های موجود می باشد با قید تاریخ ثبت به ترتیب ذیل کلاسه پرونده را در پوشه مشخص می نماید.
بعنوان مثال – پرونده شرکت ثبت شده بشماره 44611 بشماره یک/ شماره کارتن 4462 تعیین کلاسه می شود بعبارت دیگر اولین عدد سمت راست شماره ثبت شرکت شماره فرعی می شود و بشماره ما قبل آخر ثبت یک شماره اضافه می شود و شماره کارتن در ردیف ضبط در بایگانی مشخص می شود.
مسئول بایگانی پرونده کلاسه زده شده را به قسمت تعیین نام ارسال می دارد.
• مسئول تعیین نام شرکت تاسیس شده را در دفاتر تعیین نام در ردیف نام انتخاب شده منعکس می نماید و پس از سه ماه دفتر را به وزارت امور اقتصادی و دارائی جهت انعکاس در کامپیوتر ارسال می دارد.
• پرونده متشکله مجدداً به بایگانی اداره عودت داه می شود و در ردیف تعیین شده ضبط و بایگانی می شود.
• با توجه به مراحل مذکور ثبت یک شرکت با تابعیت ایرانی خاتمه یافته تلقی می شود.
الف- در صورتیکه مال غیر منقول زمین مزروعی و یا خانه مسکونی و یا خانه تجاری باشد پس از پرسش از مراجع ( وزارت دارائی - شهرداری - هئیت هفت نفری - وزارت کشاورزی – سازمان عمران اراضی شهری - سازمان تامین اجتماعی - اداره ثبت محل وقوع ملک ) اقدامهای ذکر شده انجام می پذیرد.
توضیحاً : چون در ادارات ثبت شهرستانها معمولاً این اعمال توسط تعدادی محدود کارمند صورت می گید ذکر خلاصه مراحل دیگر را که در صفحات بعدی ملاحظه خواهید نمود ضروری به نظر می رسد.



2 - شرکت تضامنی
چنانچه شرکت از نوع تضامنی از نوع تابعیت تضامنی با تابعیت ایرانی باشد ضمن اجرای مراحل تاسیس برای شرکت با مسئولیت محدود مواد 116 الی 140 قانون تجارت لازم الرعایه می باشد.

3 - شرکت نسبی
چنانچه تاسیس شرکت از نوع نسبی با تابعیت ایرانی باشد برطبق مواد 183 الی 189 قانون تجارت و 127 تا 136 قانون تجارت و اقدامهای انجام شده در شرکت با مسئولیت محدود فوق شرح داده شده صورت می پذیرد.


4 - شرکت سهامی
اگر شرکت سهامی باشد، نوع خاص یا عام مشخص شود.
در صورتی که تاسیس شرکت سهامی خاص با تابعیت ایرانی باشد
• کلیه اقدامات ذکر شده در مورد مسئولیت محدود که قبلاً اشاره شده بایستی انجام گرفته و سپس اقدامهای زیر را کارشناس انجام دهد.
• در صورتیکه سرمایه نقدی است گواهی بانکی پرداخت سرمایه ضمیمه مدارک باشد که حداقل نبایستی از 35% مبلغ کل سرمایه کمتر باشد. ماده 5 قانون تجارت و 6 قانون تجارت.
• در صورتیکه سرمایه غیر نقدی باشد ضمن رعایت اقدامهای اساسی شرکت با مسئولیت محدود بایستی اموال غیرنقدی را کارشناس رسمی دادگستری تقویم نماید (رعایت ماده 20 قانون تجارت و 76 قانون تجارت)
• برای ثبت شرکت سهامی خاص با تابعیت ایرانی فقط تسلیم دو نسخه اظهارنامه به ضمیمه مدارک مندرج در ماده 20 قاتون تجارت کافی است.
• در شرکتهای سهامی خاص حداقل تعداد مؤسسین نباید از سه نفر کمتر باشد(ماده3 قانون تجارت)
• در شرکت سهامی خاص باید سرمایه به بانک تودیع شده باشد و یا غیر نقدی تقویم شده توسط کارشناس رسمی باشد.
• پذیره نویسی در شرکتهای سهامی خاص ممنوع است ماده 21 قانون تجارت.
• سهام شرکت ممکن است تعداد یا کلاً بی نام و یا هر دو نوع باشد.
• تشکیل مجمع عمومی مؤسس در شرکتهای سهامی خاص الزامی نمی باشد (ماده82 )
• یک نفر بازرس اصلی و یک نفر بازرس علی البدل برای سال مالی شرکت سهامی خاص انتخاب شده باشد و بازرسان نیز با رعایت ماده 147 قانون تجارت برای مدت یک سال انتخاب می شوند.
• تعیین روزنامه کثیر الانتشار جهت درج آگهی های شرکت.
• در تنظیم اظهار نامه و اساسنامه و رعایت مواد یک الی 30 قانون تجارت ضروری است.
• در مورد شرکتهای سهامی علاوه بر رعایت مواد مذکور توسط کارشناس در موقع تاسیس کارشناس بدواً بایستی اجازه نامه صادره از اداره ثبت (ماده10 قانون تجارت) از مؤسسین خواستار شود و نبودن صدور اجازه نامه پذیره نویسی از طرف اداره ثبت و عدم ذکر شماره در ورقه تعهد سهم بلا اثر می باشد (ماده 13 قانون تجارت)
• شرکت سهامی عام شرکتی است که مؤسسین قسمتی از سرمایه شرکت را از طریق فروش سهام سرمایه تعیین می کنند و شرکت سهامی خاص شرکتی است که تمام سرمایه آن را در موقع تاسیس منحصراً توسط مؤسسین تامین می گردد بنابر این تمام شرکتها که قسمتی از سرمایه آنها از طریق فروش سهام بدست می آید از نوع شرکت تعاونی عام می باشد.

شرکتهای سهامی عام دارای دو مرحله است:
الف- در شرف تاسیس
ب- تشکیل قطعی
در مرحله در شرف تاسیس تکالیف زیر به عهده موسسین محول شده است که بایستی انجام شده باشد.
• تعهد حداقل 20 درصد سرمایه شرکت و پرداخت لااقل 35% از مبلغ مورد تعهد مزبور و سپردن آن در حسابی به نام شرکت در شرف تاسیس نزد یکی از بانکهای کشور.
• در صورت غیر نقدی بودن تمام یا قسمتی از سرمایه تقویم آن وسیله کارشناس رسمی دادگستری .
• تنظیم اظهار نامه و طرح اعلامیه پذیره نویسی سهام وطرح اساسنامه و امضای ْآنها از طرف کلیه مؤسسین و تسلیم به اداره ثبت بر طبق فراز یک از بند ه .
• دعوت مجمع عمومی مؤسسین طبق ماده 7 قانون تجارت.
• در مورد فراز 3 نحوه تسلیم اظهارنامه مربوط به تحصیل اجازه نامه انتشار پذیره نویسی از اداره ثبت ممیز بدواً بررسی می نماید که مؤسسین باید 35% از 20% سرمایه تعهدی شرکت را به یکی از بانکها سپرده باشند.
• اظهار نامه تنظیم شده شامل موضاعات ذیل می باشد:
الف- نام شرکت
ب- هویت کامل اقامتگاه مؤسسین
ج- موضوع شرکت و تعیین مقدار نقد و غیر نقدی آن بطور تفکیک.
ه-تعداد سهام با نام و بی نام و مبلغ اسمی آنها و در صورت تصمیم به صدور سهام ممتاز تعداد و خصوصیات و امتیازات آنها.
و- میزان تعهد هر یک از مؤسسین و مبلغ پرداختی آنها به بانک با تعیین شماره حساب بانک مربوط و در مورد آورده های غیر نقدی تعیین اوصاف و مشخصات و ارزش آن.
ز- مرکز اصلی شرکت.
ح- تعیین مدت شرکت طبق ماده 7 قانون تجارت.
• بررسی طرح اولیه پذیره نویسی که ظبق ماده 9 قانون تجارت بایستی شامل نکات ذیل باشد.
الف- نام شرکت
ب- موضوع شرکت و نوع فعالیتی که شرکت برای آن تشکیل می شود.
پ- مرکز اصلی شرکت و شعب آن در صورتیکه نظر به تاسیس شعبه باشد.
ت- مدت شرکت
ث- هویت کامل و اقامتگاه و شغل مؤسسین در صورتی که تمام و یا بعضی از مؤسسین در امور مربوط به موضوع شرکت یا امور مشابه آن سوابق و اطلاعات و تجاربی داشته باشند ذکر آن به اختصار شده است یا خیر .
ج- مبلغ سرمایه شرکت و تعیین مقدار نقد و غیر نقد آن به تفکیک و تعداد و نوع سهام در مورد سرمایه غیر نقدی و تعیین مقدار و مشخصات و اوصاف و ارزش آن بنحوی که بتوان از چگونگی آن اطلاع حاصل کرد.
چ- در صورت منظور داشتن مزایائی از طرف مؤسسین برای خود و تعیین چگونگی و موجبات آن به تفصیل بیان داشته باشد.
ح- تعیین مقدار تعهد شده و مبلغ پرداختی مؤسسین بابت سرمایه.
خ- هزینه های پرداختی موسسین جهت مطالبات و تدارک مقدمات تشکیل شرکت و بر آورد هزینه های لازم تا شروع فعالیت شرکت.
د- جلب موافقت مراجع ذیربط برای انجام موضوع فعالیت شرط و ذکر مشخصات اجازه نامه با موافقت نامه.
ذ- ذکر حداقل تعداد سهامی که هنگام پذیره نویسی باید از طرف پذیره نویس تعهد شود و تعیین مبلغی از آن که مقارن پذیره نویسی باید نقداً پرداخت گردد.
ر- ذکر شماره و مشخصات حساب بانکی که مبلغ نقدی سهام مورد تهعد باید به آن حساب منظور شود و تعیین مهلتی که طی آن طالبین می توانند برای پذیره نویسی و پرداخت مبلغ نقدی به بانک مراجعه کند.
ز- اظهار نامه مؤسسین به انضمام طرح اساسنامه برای مراجعه علاقه مندان به مرجع ثبت شرکتها تسلیم شده باشد.
ژ- ذکر نام روزنامه کثیرالانتشار که هر گونه دعوت و اطلاعیه بعدی تا تشکیل مجمع عمومی مؤسسین منحصراً در آن منتشر خواهد شد.
س- چگونگی تخصیص سهام به پذیره نویسان.
• طرح اساسنامه تقدیمی به اداره ثبت محل توط مؤسسین دارای تاریخ بوده و به امضای کلیه مؤسسین رسیده باشد.
بر طبق ماده 8 قانون تجارت «ج» طرح اساسنامه باسیتی حاوی مطالب ذیل باشد :
الف- نام شرکت
ب- موضوع شرکت بطور مشخص
پ- مدت شرکت
ت- مرکز اصیل شرکت و محل شعب آن در صورت مورد نظر بودن تاسیس شعبه.
ث- میزان سرمایه شرکت و تعیین مقدار نقد و غیر نقد آن بطور تفکیک
ج- تعداد سهام بی نام و با نام و مبلغ اسمی آنها و در صورت مورد نظر بودن ایجاد سهام ممتاز تعداد و خصوصیات و امتیازات آنها تعیین شده باشد.
چ- تعیین مبلغ پرداخت شده هر سهم و نحوه مطالبه بقیه مبلغ اسمی هر سهم و مدتی که طی آن باید مطالبه شود این مدت نباید از پنج سال تجاوز نماید.
ح- نحوه انتقال سهام با نام
خ- طریق تبدیل سهام با نام و بی نام با العکس
د- در صورت پیش بینی امکان صدور اوراق قرضه ذکر شرایط و ترتیب آن.
ذ- شرایط و ترتیب افزایش و کاهش سرمایه
ر- مقررات راجع به حد نصاب لازم جهت تشکیل مجامع عمومی و ترتیب اداره آنها
ژ- طریق شور و اخذ رای و اکثریت لازم برای معتبر بودن تصمیمات مجامع عمومی
س- تعداد مدیران و طرز انتخاب و مدت ماموریت آنها و نحوه تعیین جانشین برای مدیرانی که فوت یا استعفاه کرده و یا محجور و معزول و یا به جهات قانونی دیگر ممنوع می گردند.
ش- تعیین وظایف و اختیارات مدیران
ص- تعداد سهام تنظیمی که مدیران باید به صندوق شرکت بسپارند.
ض- مشخص نمودن تعداد بازرس و نحوه انتخاب و مدت آن با قید اینکه بیش از یکسال نباشد.
ط- تعیین و آغاز و پایان سال مالی شرکت و موعد تنظیم ترازنامه و حساب سود و زیان آن و تسلیم به بازرسان و مجمع عمومی سالانه
ظ- نحوه انحلال اختیاری شرکت و ترتیب تصفیه امور آن
ع- نحوه تغییر در مفاد اساسنامه


• کنترل ورقه تعهد سهم دز مواقعیکه در طرح پذیره نویسی قسمتی از سهام توسط پذیره نویسان تعهد شده باشد و بایستی ورقه سهم حاوی مطالب ذیل باشد (طبق ماده 13 قانون تجارت)
الف- نام و موضوع و مرکز اصلی و مدت شرکت
ب- سرمایه شرکت
پ- شماره و تاریخ اجازه انتشار اعلامیه پذیره نویسی و مرجع صدور ان
ت- تعداد سهام مورد تعهد و مبلغ اسمی آن، هم چنین مبلغی که بابت سهم نقداً موقع پذیره نویسی باید پرداخت شود.
ج- نام بانک و شماره حسابی که مبلغ لازم توسط پذیره نویسان باید به آن حساب پرداخت شود.
چ- هویت و نشانی کامل پذیره نویسان
ح- قید اینکه هر پذیره نویس مبلغ پرداخت نشده از سهام مورد تعهد را طبق اساسنامه به شرکت پرداخت نماید .
پس از انجام امور مذکور و انقضای مهلتی که برای پذیره نویسی تعیین شده است و یا در صورت تمدید بعد از سپری شدن مدت تمدید شده، مؤسسین مکلفند ظرف مدت مقرر در قانون به تعهدات پذیره نویسان رسیدگی کرده و پس از احراز تعهد نام سرمایه شرکت و پرداخت حداقل 35 % آن و همچنن تقوم آوردههای غیر نقدی تعداد سهام هر یک از تعهد کنندگان را تعیین و اعلام داشته و مجمع عمومی مؤسسین را جهت اتخاذ تصمیمات و تصویب اساسنامه و انتخاب اولین مدیران و بازرسان شرکت در روزنامه مربوط دعوت نماید که در این موارد توسط کارشناس کنترل می شود.
خ- مرحله تشکیل قطعی شرکت سهامی عام :
1- بعد از اتخاذ تصمیم مجمع عمومی مؤسس و انتخاب اولین مدیران و بازرسان، شرکت تشکیل شده و کارشناس با تطبیق کلیه مدارک و ضمائم و اظهار نامه با رعایت مواد 1 الی 300 قانون تجارت و همچنین اقدامهای مربوط به انجام تاسیس در شرکت با مسئولیت محدود که فوقاً اشاره شد یپش نویس آگهی تاسیس را تهیه و پس از امضا جهت بررسی نزد مسئول اداره ارسال می دارد.
2- در صورتیکه شرکت تا شش ماه از تاریخ تسلیم اظهارنامه ایکه برای شرکت در شرف تاسیس شرح داده شد به ثبت نرسد اداره ثبت شرکتها بر طبق ماده 19 قانون تجارت به در خواست هر یک از مؤسسین و یا پذیره نویسان گواهینامه ای حاکی از عدم ثبت شرکت صادر و به بانک مربوط که تعهد سهام و تادیه وجوه در آن بعمل آمده است اراسال خواهد داشت که جهت دریافت وجوه خود و تعهد نامه به بانک مراجعه نماید و هر ونه هزینه ایکه برای تاسیس شرکت و یا متعهد شده باشد بعهده مؤسسین می باشد (ماده 19 و 22 قانون تجارت ) و طبق ماده 23 قانون تجارت مؤسسین شرکت نسبت به کلیه اعمال و اقداماتی که به منظور تاسیس و به ثبت رسانیدن شرکت انجام می دهند متضامناً مسئول می باشد .( ماده23 قانون تجارت )

5 - شرکتهای مختلط:
در صورتی که شرکت در شرف تاسیس شرکت مختلط سهامی و یا شرکت مختلط غیر سهامی باشد:
• کلیه اقدامهای انجام شده در مورد شرکت با مسئولیت محدود و شرکتهای سهامی از طرف کارشناس که فوقاً اشاره شد لازم الرعایه می باشد همچنین رعایت مواد 141 و 182 قانون تجارت الزامی است کارشناس با در نظر گرفتن موارد مذکور دستور ثبت صادر می نماید.
• شرکتهای مختلط عبارتند ازشرکتهائی که از دو دسته شریک تشکیل می شوند دسته اول شرکائی که مسئولیت غیر محدود دارند و دسته دوم شرکائی که مسئولیت محدود دارند مانند شرکتهای مختلط غیر سهامی – این نوع شرکتها مخلوطی هستند از شرکتهای سرمایه و شرکتهای اشخاص که در آن شرکای ضامن، کار و صنعت و لیاقت و استعداد خود را در شرکت می گذارند و بطور غیر محدود مسئولیت اعمال خود را قبول می کنند و عده دیگر برای استفاده از خدمات شرکای ضامن سر مایه لازم را در اختیار آنها قرار می دهند بدون اینکه در اداره شرکت مسئولیتی داشته باشند و بیش از چیزی که در شرکت گذاشته اند تعهدی قبول نمی کنند این نوع شرکتها شرکت کار و سرمایه است .
• اگر سرمایه بصورت سهام در شرکت گذاشته شود وضع حقوقی شرکت مخلوطی از مقررات شرکتهای سهامی و شرکتهای تضامنی خواهد بود و اگر سرمایه بصورت سهم الشرکه در شرکت گذاشته شود وضع حقوقی شرکت مخلوطی خواهد بود از مقررات شرکتهای با مسئولیت محدود و شرکتهای تضامنی.
6 – شرکت تعاونی
در صوریتکه شرکت در شرف تاسیس تعاونی باشد:
1- کلیه شرکتهای تعاونی کارگری بدواً اساسنامه و کلیه اوراق مربوط به تاسیس شرکت تعاونی را به تایید وزارت کار و امور اجتماعی رسانده و جهت ثبت بر طبق مواد 193 و 194 قانون تجارت که تسلط اعضای هیئت مدیره به ثبت ارائه می شود .
2- دفتر اداره ثبت با ملاحظه ثبت به شرکت تعاونی تایید شده دو نسخه تقاضا نامه و دو نسخه شرکتنامه مخصوص ثبت شرکت تعاونی را به اعضای هئیت مدیره تحویل تا بر طبق مندرجات و تصویب وزارت کار و امور اجتماعی اوراق مذکور را تکمیل نمایند .
3- پس از تکمیل اظهار نامه و شرکتنامه بضمیمه سایر مدارک تصویب شده نزد کارشناس ارجاع می گردد و کلیه اقدامهائیکه در مورد شرکت با مسئولیت برشمرده شد، کارشناس مربوط با رعایت قانون 190 الی 194 و قانون تعاونیها مواد 1 الی 149 را اقدام می نماید.
4- در مودرد شرکتهای تعاونی اعتبار - مصرف ، مسکن ، تولید و سایر تعاونیهای دیگر که در ارتباط با سازمان مرکزی تعاون کشور طبق مشروحه فوق بررسی و دستور ثبت شرکت تعاونی را صادر می نماید.
** در حال حاضر شرکتهائی که قسمتی از سهام آن متعلق به مراکز گسترش و نوسازی استانداریهای محل می باشد بر طبق اساسنامه مصوبه بصورت شرکت تعاونی به ثبت می رسد و هر گونه تغییراتی که در آنگونه شرکتها حاصل می گردد با موافقت مرکز گسترش محل انجام می گیرد و شرکتهای تعاونی معدنی که بر طبق قانون از زیر پوشش مراکز گسترش خارج گردیده و تحت نظارت سازمان تعاونیها ی معدنی وزارت معادن و فلزات در آمده اند با نظر سازمان مذکور اقدام به ثبت تغییرات و همچنین تاسیس اینگونه شرکتها می گردد. 

منبع : : اداره کل ثبت اسناد و املاک کشور ( sabt.gov.ir )


موضوعات مرتبط: كارافريني و طراحي كسب و كار
بیست و سوم آذر 1388 | 2:55 بعد از ظهر | دکتر سعید محمدي |

 

مسائلی وجود دارد که در بهتر شدن برنامه کسب و کارشما اثر گذارند و بهتر است در نوشتن طرحتان به آن‌ها توجه کنید.

  • جلد و شیرازه‌بندی طرح تجاری باید مناسب باشد. به یاد داشته باشید که برداشت اولیه افراد از شما از طریق طرح تجاری ایجاد می‌شود. جلسه گزارش باید شامل موضوعاتی از قبیل؛ نام قانونی کسب‌ و کار، نشان یا علامت شرکت، نشانی، شماره تلفن، دورنگار، نشانی پست الکترونیک، سایر راه‌های تماس در صورت موجود بودن، ذکر ضرورت و محرمانه بودن طرح.
  • طرح باید عاری از هر گونه اشتباه تایپی و دستور زبانی باشد. نوع قلم به کار رفته باید ساده و خوانا باشد. 
  • در ابتدای طرح، فهرست بیاورید تا افراد بتوانند هر بخش دلخواه را به سرعت پیدا کرده و بررسی نمایند.
  • گزارش را بر روی کاغذ با کیفیت خوب و به صورت یک رو تحریر نمایید.
  • حاشیه‌های مناسبی را انتخاب کنید. این موضوع برای آنکه خواننده بتواند سؤالات یا پیشنهاداتی را بنویسد مفید می‌باشد.
  • اگر کسب‌ و کار مورد نظر شما عبارات ویژه و یا عباراتی که از حرف اول واژه‌های یک گروه کلمات مانند (گروه آموزشی جو کار) گاج ساخته می‌شود، بهتر است از این عبارات کمتر استفاده کنید و یا سعی کنید آن را بیشتر توضیح دهید.
  • صفحات را شماره‌گذاری کنید و آن را به فهرست مندرجات تطبیق دهید.
  • طرح را کوتاه و فشرده تهیه نمایید و از ارائه اطّلاعات غیر مرتبط و فرعی اجتناب کنید. جزئیات لازم را می‌توانید در صورت ضرورت به صورت ضمائم ارائه نمایید.
  • نمونه‌های آگهی‌ها، موضوعات مربوط به بازاریابی و سایر اطّلاعات و منابع و مآخذ اطّلاعات که به ارائه بهتر مطالب کمک می‌کنند را می‌توانید در ضمائم ارائه کنید.
  • گزارش را به صورتی صحافی کنید که هنگام باز کردن، صفحات به راحتی و به صورت صاف و هموار در مقابل یکدیگر قرار گیرند.
  • در هزینه صحافی گزارش زیاده‌روی نکنید. گزارشی که به جلد آن توجه زیادی شود ولی از محتوای لازم برخوردار نباشد بیشتر شک و تردید خواننده را بر می‌انگیزد.
  • همیشه واقعیت‌ها را ذکر کنید و از دروغ به پرهیزید.

هنگام ارائه طرح به نکات زیر نیز توجه کنید:

  • با حرارت و احساس، طرح خود را به مخاطب ارائه دهید ولی در بروز احساسات زیاده‌روی نکنید.
  • مخاطبان طرح خود را بشناسید و مطابق با خواسته آن‌ها ارائه کنید.
  • نخست سرفصل مطالب عمده را عنوان کنید و جزئیات را برای بعد بگذارید.
  • ارائه شما باید ساده و قابل فهم باشد. روی دو تا سه موضوع اصلی تمرکز کنید و از ذکر جزئیات فنی به پرهیزید.
  • از وسایل شنیداری و دیداری بهره بگیرید.
  • ارایه را با ذکر مجدد نقاط قوت پایان دهید.
  • خود را برای پاسخگویی به پرسش‌های احتمالی سرمایه‌گذاران آماده کنید.
  • به طور دقیق و روشن معامله پیشنهادی را مشخص کنید.
  • سفارش‌های نقدی را قبل از ارائه طرح انجام دهید، حتی اگر ارائه طرحتان به تعویق افتد.
  • از جملات مبهم، سر بسته و مسائل واهی دوری کنید.
  • مشکلات و مسائل بالقوه کار را آشکار و درباره آن‌ها بحث کنید.
 
موضوعات مرتبط: كارافريني و طراحي كسب و كار
بیست و سوم آذر 1388 | 2:27 بعد از ظهر | دکتر سعید محمدي |

   

یک طرح کسب و کار باید به سئوالات کلیدی زیر پاسخ گوید:

  • چه چیزی؟
  • چرا؟
  • چگونه؟
  • چه کسی؟
  • چه زمانی؟
  • چقدر؟

علاوه بر سئوالات کلیدی فوق می‌توان با استفاده از سئوالات ریز شده به نکات اساسی که باید در طرح کسب و کار منعکس شود اشاره نمود:

چه چیزی؟

  • هدف سازمان شما چیست؟
  • خدمات، محصولات یا فرآیندهای منحصر به فرد شما جیست؟
  • اهداف این خدمات، محصولات و فرآیندها چیست؟
  • چه‌چیزی را می‌خواهید به صورت متمایز انجام دهید؟

چرا؟

  • چرا سازمان شما متفاوت است؟
  • چرا سازمان شما موفق می‌شود؟
  • چرا سازمان شما می تواند بر موانعی مانند رقبا، قیمت بالا یا بازار کوچک فائق آید؟
  • چرا باید سرمایه‌گذاران به شما اعتنا کنند؟
  • چرا باید شرکایی با شما همراه شوند؟

چگونه؟

  • چگونه شما به اهدافتان دست می یابید؟
  • چگونه سازمان شما فن‌آوری، نیروی انسانی یا سرمایه‌های هوشمند خود را گسترش می‌دهد؟
  • چگونه به سودآوری می رسد؟
  • چگونه مشتریان خود می یابید و از رقبا پیشی می‌گیرید؟

چه زمانی؟

  • چه زمانی به اهدافتان می‌رسید؟
  • چه زمانی محصولتان بازرسی می‌شود؟
  • چه زمانی محصول آماده فروش و ارایه می‌شود؟
  • چه زمانی شروع به سود دادن می‌کنید؟
  • چه زمانی سازمان خود را گسترش داده و به فکر محصول جدید می‌افتید؟
  • چه زمانی سازمان شما یک سازمان سودده می‌شود؟

چه کسی؟

  • مدیر سازمان شما کیست؟
  • از نظر شما افراد کلیدی برای بقا و موفقیت چه کسانی هستند؟
  • رقبای شما جه کسانی هستند؟
  • سرمایه‌گذاران یا شرکای شما کیستند؟
  • مشتریان شما چه کسانی هستند؟

چقدر؟

  • چقدر سود تولید می کنید (در بازه‌های مختلف)؟
  • هزینه رسیدن به نقطه‌ی سر به سر چقدر است؟
  • سرمایه اولیه چه قدر است؟
  • هزینه‌های گسترش و توسعه چقدر است؟
  • چقدر حاضرید به سرمایه‌گذارانتان امتیاز بدهید؟

آماده‌سازی یک طرح کسب و کار مستلزم داشتن آگاهی کافی در مورد بسیاری حیطه‌های کسب و کار است. مدیریت منابع انسانی، علم مالی، مدیریت دارایی‌های معنوی، مدیریت زنجیره‌ی تأمین، مدیریت عملیات، و بازاریابی مهمترین آنها هستند. می‌توان طرح کسب و کار را به صورت مجموعه‌ای از زیربخش‌ها دانست که هریک، بخشی از موضوعات فوق را پوشش می‌دهد.

 
موضوعات مرتبط: كارافريني و طراحي كسب و كار
بیست و سوم آذر 1388 | 2:25 بعد از ظهر | دکتر سعید محمدي |


دیرگاهیست,که شب شده همراز دلم
درد تنهایی وغم
شده آواز دلم
قاب عکسی زغروب
شده مرهم به دلم
عشق با آتش خود
زده بر جان ودلم
درسکوت لب خشکیده من
راز دل پنهان است
کسی از کوچه مگر می گذرد؟
همه هستی من
منتظر است...


مرتضی وند

موضوعات مرتبط: شعر
بیست و دوم آذر 1388 | 10:15 قبل از ظهر | دکتر سعید محمدي |

دورازتو هرشب تا سحر,گریان چوشمع محفلم

تاخود چه باشدحاصلی,از گریه ی بی حاصلم

چون سایه دور از روی تو,افتاده ام درکوی تو

چشم امیدم سوی تو,وای از امید باطلم

از بس که با جان و دلم,ای جان و دل آمیختی

چون نکهت ازآغوش گل,بوی تو خیزد از گلم

لبریز اشکم جام کو؟آن آب آتش فام کو؟

وان مایه آرام کو؟تاچاره سازد مشکلم

درکارعشقم یاردل,آگاهم از اسرار دل

غافل نیم از کار دل,وز کاردنیا غافلم

در عشق ومستی داده ام,بود ونبود خویشتن

ای ساقی مستان بگو,دیوانه ام یا عاقلم؟

چون اشک می لرزد دلم,از موج گیسویی رهی

یا آن که درطوفان غم,دریا دلم, دریا دلم
 
رهي معيري

موضوعات مرتبط: شعر
بیست و دوم آذر 1388 | 10:13 قبل از ظهر | دکتر سعید محمدي |

این ویژگی ها دیدگاه های روانشناسان مختلف در باره انسان سالم، کامل یا بالغ است که پاره ای از آن ها در من و شما کم و بیش وجود دارد که با کمی تلاش می توان آن ها را تقویت کرد و آنهایی که در ما نیست را می توان ایجاد نمود. کار مشکلی نیست فقط کمی سعی و تلاش می خواهد.

 1- انسان سالم امکانات، خواسته ها، توانایی ها و اهداف و علائق خود را می شناسد.

ما چقدر اهداف و علائق خود را می شناسیم، آیا می دانیم در چه زمینه هایی توانایی  و استعداد بیشتری داریم، چقدر امکانات و خواسته های خود را می شناسیم؟ آیا می دانیم برای چه زندگی می کنیم؟ برای چه کار  و می کنیم و شغلی را انتخاب کرده ایم، یا دانشگاه رفتیم و این رشته ایی که در آن مشغول تحصیل هستیم را انتخاب کرده ایم، چرا ازدواج می کنیم، یا کرده ایم و برای چه دارای فرزند می شویم؟

بیشتر مردم نمی دانند برای چه زندگی می کنند و چه از زندگی خود می خواهند. انسان سالم برای خود و شناخت خود وقت می گذارد تا توانایی ها، استعداد ها، اهداف و علائق خود را بشناسد. ما چقدر وقت می گذاریم.

با خود عهد کنیم و ماهی یک بار با خود یک ساعت خلوت کرده و در مورد اهداف خود و مسیری که طی یک ماه گذشته رفته ایم را بررسی کنیم و مراقب باشیم که از مسیر خارج نشویم. هر قدمی که می خواهیم برداریم از خود بپرسیم برای چه؟ و چه می خواهم؟

 2- انسان سالم در برابر وقایع و اتفاقات سخت زندگی احساس یأس و ناامیدی نمی کند.

انسان سالم می داند که هیچ زندگی آرمانی برای هیچ ابوالبشری وجود ندارد، لکن از تلاش و کوشش باز نمی ایستد و اگر زمانی هم با مانع روبرو شود ضمن اینکه دچار یأس و ناامیدی نمی گردد، آن را مانع ندیده بلکه آن را تنگنایی  تلقی می کند که با کمی دایت می توان از آن گذشت.

تمرین کنیم تا هنگام مواجه با تنگناها ضمن تقویت توکل در خود، در کمال آرامش راه کار منطقی و عملی اتخاذ کنیم.

 3- انسان سالم از زندگی بیشتر احساس رضایت و خوشی می کند و کمتر گرفتار نارضایتی و ناخوشی می شود. به عبارتی دیگر انسان سالم قسمت پر لیوان را هم می بیند.

واقعیت این است که ما در زندگی خودمان نکات مثبت و ارزندۀ بسیاری داریم که می توانیم به اونها ببالیم و با فکر کردن بدانها احساس ارزشمند و خوشایندی بکنیم.

طبیعت ما انسان آن است که معمولا نکات منفی را بیشتر می بینیم و مورد توجه قرار می دهیم و باید تمرین کنیم تا بتوانیم بخش مثبت و خوب زندگی خودمان را ببینیم. حتی اغلب اوقات ما در مورد فرزندانمان هم بیش از آنکه نکات مثبیشان را ببینیم، نکات منفی آنها را مورد توجه قرار می دهیم.

ندیدن نکات مثبت زندگی خود و دیگران و دیدن و بازگو کردن نکات منفی باعث شده تا به مرور ما تبدیل به انسان های شاکی شویم که دائما در حال نق زدن و قر زدن هستیم (که اسم آن را فرهنگ نق زدن و نالیدن گذاشته ام) و در حال حاضر این فرهنگ را ما به وضوح در جامعه خود شاهدیم و جالب آنکه فقط هم می نالیم و هیچ گاه برای آن کاری نمی کنیم.

بنابراین بیاییم از این پس نکات مثبت زندگی خود و دیگران را هم ببینیم و مورد توجه فرار دهیم تا انشاالله مثبت اندیشی عادتمان شود که البته واقعیت زندگی ما این است به هر حال از جسم سالم، روان سالم، پدر و مادر خوب، فرزندان سالم و صالح یا شغلی که از طریق آن امرار معاش می کنیم و هزاران مواهب دیگر برخورداریم که ممکن دیگران آن را هم نداشته باشند. پس ما از داشتن آنها خرسند و شاکر باشیم.

 4- انسان سالم قادر به برقراری ارتباطات و مناسبات دوستانه و صمیمانه با دیگران است.

کسی که نتواند با دیگران ارتباط برقرار کند، انسان سالمی نیست.  انسان سالم به راحتی با دیگران ارتباط برقرار کرده و روابط عمیق و صمیمی و بلند مدت برقرار کند.

ما چقدر قادریم با دیگران ارتباط مؤثر برقرار کنیم و این ارتباط را تداوم ببخشیم. برقراری ارتباط مؤثر تکنیکی آموختنی است و هر کس به راحتی می تواند آن را آموزش ببیند و به راحتی هم به کار ببندد.

 5- انسان سالم خود عهده دار زندگی خویشتن است.

انسان سالم ضمن اینکه با دیگران مشورت می کند ولی خود مسئولیت عواقب آن را می پذیرد. ما چه می کنیم؟ آیا دیگران را در ناموفقیت های خود مقصر می دانیم یا خود مسئولیت آن را می پذیریم؟

باید توجه داشته باشیم هر آنچه در پی مشورت با دیگران برای اهداف ما رخ می دهد، تصمیم گیرنده نهایی خود ما هستیم و انتخاب خود ما بوده نه زور و اجبار دیگران، پس خود ما باید عواقب آن را بپذیریم.

 6- انسان سالم خود و ديگران را دوست می دارد و از محبت كردن به آنها لذت می برد.

انسان سالم دیگران را صمیمانه دوست دارد و بدانها عشق می ورزد، انسان سالم از هر اقدامی برای کمک به دیگران فروگذاری نمی کند.

آیا تا به حال شده در خیابان دست نابینایی را برای عبور از خیابان گرفته و به او کمک کرده باشید؟ چه احساسی داشتید؟! مطمئنا احساس خوشایندی بوده، آیا او در مقابل به شما چیزی داد که اینگونه خرسند شدید؟ مطمئنا خیر.

پس چرا تا مطمئن نباشیم از طرف مقابل چیزی به ما می رسد یا نه، گامی برای او بر نمیداریم.

 دوستان، همراهان بیاییم دست در دست هم به یکدیگر عشق بورزیم و همدیگر را دوست بداریم. بدانیم که این لحظات دیگر برنمی گردد، این لحظات با هم بودن و به هم عشق ورزیدن را غنیمت شمرده و تا می توانیم دست یکدیگر را در گذر از این دنیا گرفته و یار و یاور هم باشیم.

توجه داشته باشیم که ما در هیچ جا زندگی نمی کنیم، ما حتی بر این کره خاکی هم زندگی نمی کنیم، ما در قلب کسانی زندگی می کنیم که دوستشان  داریم و به آن ها عشق می ورزیم.

 7- انسان سالم پی به ماهیت وجودی خود برده و بد و خوب خود را می شناسد و قبول دارد.

ما تا چه اندازه در خود تفکر کرده و نسبت به خود شناخت داریم و یا هنگامی دیگران به ما بازخوردی از رفتارمان می دهند می پذیریم. پس ضمن اینکه در رفتار خود تفکر و تدبر می کنیم در صورتی اطرافیان رفتار ما را مورد نقد قرار می دهند به این توجه داشته باشیم که ممکن است درست می گویند و حتی اگر فکر می کنیم درست تشخیص نداده اند باید این را در نظر داشت که ما چگونه رفتار کرده ایم که نمود بیرونی آن برای دیگران و اطرافیان چیزی غیر از تصور و خواست ما بوده، پس هنگامی که دیگران رفتار ما را مورد انتقاد قرار می دهند در قدم اول حق را به آن ها داده و از زاویه دید آنها خود را بنگریم، به احتمال قریب به یقین آنچه آنها دیده اند درست خواهد بود (البته اگر منصفانه خود را بنگریم)

 8- انسان سالم آشفتگی ها و ناراحتی های خود را به نحو قابل قبول و جامعه پسند آشکار می کند.

ما اعتقاد نداریم و نمی گوییم که انسان سالم هیچگاه دچار ناراحتی نمی شود یا نباید بشود، بلکه آنچه مسلم است هر کسی در برهه ای از زندگی خود ممکن است ناراحتی ها  و آشفتگی هایی برایش پیش آید، آنچه مهم است این است که فرد بتواند به شیوه ای معقول و منطقی ناراحتی خود را بروز دهد نه با ایجاد مشکل برای دیگران.

توجه داشته باشیم که با هیاهو و غیر و قال دیگران را متوجه مشکل کردن رفتار ناپسندی بوده  و فقط یک ذهن ناسالم ممکن است دست به چنین کاری بزند. پس ما به عنوان یک انسان سالم در هنگام آشفتگی آن را به نحو جامعه پسند بروز دهیم.

 9- انسان سالم توانایی خود کنترلی خوبی دارد.

یعنی در برابر عوامل بیرونی زود واکنش نشان نمی دهد و رفتارهایش بستگی به عوامل بیرونی ندارد و آنچه را که انجام می دهد متاثر از عوامل بیرونی نیست بلکه انتخاب خود اوست.

برای مثال دانش آموزی که دیر به مدرسه می رسد و دلیل آن را دیر آمدن اتوبوس عنوان می کند، یا هنگامی که معلم، یا والدینش حضور دارند درس می خواند و زمانی که آنها نیستند مطالعه نمی کند. همچنین افراد شاغلی که با تاخیر به محل کار می رسند دلیل آن را رفتن سرویس مطرح می کنند یا در حضور افراد مافوق کار و وظایف شغلی خود را به خوبی انجام می دهند، بیانگر اشخاصی است که خود کنترلی پایینی دارند به عبارتی کانون کنترل آنها بیرونی است.

ولی آن دسته از دانش آموزان که دلیل دیر رسیدن را دیر آمدن خود به ایستگاه اتوبوس مطرح می کنند یا اینکه بدون نیاز به حضور دیگران تکالیف خود را انجام می دهند و آن دسته از کارکنانی که دیر رسیدن به سرکار را نرسیدن به سرویس عنوان می کنند و بدون نیاز به حضور افراد ارشد وظایف شغلی خود را به نحو احسن انجام می دهند بیانگر اشخاصی است که کانون کنترل آنها درونی است.

به عبارت دیگر هنگامی که انجام دادن یا ندادن کاری در فردی منوط به وجود یا عدم وجود عوامل بیرونی باشد، این دسته از افراد کانون کنترل بیرونی دارند و خود کنترلی آنها ضعیف است. و آن در دسته از افراد که انجام دادن یا ندادن کاری بستگی به وجود یا عدم وجود عوامل بیرونی نداشته باشد کانون کنترلشان درونی است و خود کنترلی خوبی دارند.

با تمرین و ممارست می توان کانون کنترل را درونی کرد و خود کنترلی را قوی نمود و کمتر در برابر ناملایمات بیرونی تکانشی عمل کرد و مشکلات درونی را به عوامل بیرونی نسبت داد.

 10- انسان سالم هم در تنهایی، هم در جمع احساس شادی و خوشی می کند.

به هر حال مواقعی پیش می آید که تنها هستیم یا در جمع قرار می گیریم، در این لحظات چگونه احساسی داریم، آیا در هر دو صورت خرسند می شویم و حداکثر لذت را از آن می بریم یا احساس ناخوشایندی به ما دست می دهد؟

انسان سالم هر دو صورت، چه در جمع، چه در تنهایی احساس کسالت نکرده و حداکثر بهره را می برد. برای تنهایی خود برنامه دارد و وقتی هم که در جمع قرار می گیرد از بودن در جمع خرسند بوده و لذت می برد.

 11- انسان سالم واقعیت ها را همانگونه که هست می پذیرد.

ما چقدر آمادگی پذیرش واقعیات زندگی خود را داریم، و با آن کنار می آییم، یا آنکه دائم در حال جنگ با واقعیت های زتدگی خود هستیم. آیا این یک واقعیت نیست که ما در ایران زندگی می کنیم و به جای نق و ناله کردن، این واقعیت را بپذیریم و اگر می توانیم برای بهبود شرایط زندگی در ایران قدمی برداریم، اگر نه حداقل دائماً از کمبودها و نابسامانی ها شکایت نکنیم بلکه برای اصلاح آن قدم مثبتی برداریم.

 12- انسان سالم دیگران را تحقیر نمی کند و برای خود مزیتی قائل نمی شود.

منظور این است که انسان سالم دیگران را کوچک نپنداشته و حقیر جلوه نمی دهد و خود را بر دیگران برتر و والاتر نمی داند و خود را ارجح نمی داند، این مورد به خصوص در مورد مدیران مصداق پیدا می کند.

بنابراین مراقب باشیم که با رفتار خود دیگران را تحقیر و ذلیل نکنیم و مواهب دنیا را فقط مختص خود ندانیم.

 13- انسان سالم اجازه نمی دهد تحت تسلط دیگران قرار گیرد و دیگران را هم تحت تسلط خود در نمی آورد.

انسان سالم نه به دیگران زور می گوید، نه حرف زور را می پذیرد، این بدان معنی نیست که انسان سالم مدیر نمی شود تا دیگران را تحت تسلط خود در نیاورد، بلکه مقصود به زور دیگران را به کار واداشتن است. مدیران هم باید بگونه ایی رفتار کنند که کارکنان از روی میل و رغبت کار کنند.

 14- انسان سالم از هر فرصتی برای شادی و دوری از نگرانی استفاده می کند به گونه ای که بذله گویی او موجب آزار و اذیت دیگران نمی شود.

انسان سالم تلاش می کند خود و دیگران را به هر صورتی که شده (البته بدون آزرده کردن فردی) شاد کند و از شاد کردن دیگران دریغ نمی کند. مراقب است شادی او منجر به ناراحتی و پریشانی دیگری نشود. همچنین با تمسخر کردن دیگری فضای شاد برای دیگران فراهم نمی کند.

ما برای شاد کردن خود و دیگران چه می کنیم؟ آیا با تمسخر کردن دیگران شادی می کنیم یا با شاد و خرسند کردن دیگران احساس شادی می کنیم؟ به عبارتی شادی خود را در شادی دیگران می بینیم؟

 15- انسان سالم اجازه تقویت به حالت هایی نظیر بدبینی، سوءظن، غرور، نخوت، رشک، حسد، خودخواهی و هیجان های منفی از این قبیل را در خود نمی دهد.

هیجان های منفی بدون خواست فرد برایش پیش می آید لکن انسان سالم با تمرکز بر آنها و تکرار آن افکار این هیجان ها را تقویت نمی نماید. یعنی دست فرد نیست که دچار این گونه هیجان ها نشود، ولی فرد می تواند با تمرین و ممارست افکار مرتبط با این هیجان ها را از خود دور می نماید و نشخوار فکری (تکرار در ذهن) موجبات تقویت این هیجان ها را فراهم نمی آورد و بلافاصله این افکار را از خود دور می کند.

 16- انسان سالم دیگران از دست و دل و زبان و پندار و کردارش در امان هستند.

 آخرین ویژگی انسان سالم همان فرموده معروف زرتشت پیامبر است: «پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک». انسان به این نکته توجه دارد که رفتار او یا بیان او و حتی افکار او موجب رنجش دیگران نگردد و منجر به آزار و اذیت آن ها نگردد. به عبارتی توجه به بازی «برنده- برنده» دارد و مراقب است که اطرافیان او با رفتار و کردار و گفتارش بازنده نباشند.

ما چگونه هستیم؟


موضوعات مرتبط: روانشناسي
بیست و یکم آذر 1388 | 3:40 بعد از ظهر | دکتر سعید محمدي |

یک مدیر خوب کیست و چگونه عمل می کند ؟ آیا شما یک مدیر کار آمد و شایسته هستید ؟ ویژگیهای یک مدیر خوب چیست ؟
به جهت گستردگی معیارهای شایستگی یک مدیر ؛ در این گفتار به برخی از آنها اشاره می شود . یک مدیر خوب به سازمان وجامعه خود وفادار است . پیشرفت خود را در گرو پیشرفت سازمان و جامعه می داند و اهداف سازمان را برتر ازاهداف شخصی دانسته و هیچگاه اهداف شخصی را جایگزین اهداف سازمانی نمی نماید . مدیر خوب هدفگرا ، فرایندگرا و پیشرفتگراست . خود را فدای سازمان می نماید نه سازمان را وسیله ای برای رسیدن به اهداف شخصی خود . برای بروز ماندن و فعال بودن سازمان ، همواره پویا و پرانگیزه عمل می کند . و پیوسته به کارکنان خود روحیه می دهد . و در پی شکوفای خود و کارکنانش است . یک مدیر خوب برای رفع تنگناها ، محدودیتها ، خلاها و نارسائیها بی وقفه می کوشد . وی برای رسیدن به اهداف سازمانی در بلند مدت ، برنامه استراتژیک تهیه می نماید و فارغ از اینکه خود در آنجا خواهد ماند یا خیر برنامه را به گونه ای تدوین می نماید که با وجود یا بی وجود وی قابل اجرا باشد . محیط خرد ( درون سازمان ) و محیط کلان ( محیط پیرامون سازمان از جمله رقبا ، مشتریان ، قوانین و ... ) را به خوبی می شناسد ، نقاط قوت و ضعف آنرا مشخص می کند و نقاط ضعف را رفع و نقاط قوت را به فرصت تبدیل می نماید ، فرصتها و تهدیدات فرا روی سازمان را به خوبی شناسایی می کند و تهدیدات را به فرصت و فرصتها را به ثروت تبدیل می کند و سعی می نماید در امتداد برنامه و برای رسیدن به اهداف آن حرکت کند ، هیچگاه نمی پندارد چون مدت ماندگاری در این پست مشخص نیست ابتدا به فکر منافع مالی خود بوده و سپس به فکر منافع سازمان باشد و بر همین اساس و براساس برنامه استراتژیک به جای به کارگیری راه حلهای مقطعی از راه حلهای اساسی و پایه ای استفاده می نماید زیرا راه حلهای مقطعی ممکن است مشکل امروز را حل کند اما در بلند مدت مشکل ساز خواهد بود . یک مدیر شایسته پیوسته به پیشرفت طرحها ، برنامه های عملیاتی ، بودجه ها و هزینه ها نظارت دارد و به هدایت ، نظارت و ارزشیابی مستمر کلیه امور می پردازد و واحدهای تحت پوشش را به مانند خانه خود می پندارد و دلسوزانه به امورات آن توجه می کند و نسبت به سازمان خود دلبستگی خاصی دارد . نگاهی به عملکرد ژاپنی ها در سازمانهایشان نشانگر این موضوع است .

یک مدیر خوب کارها را به شخصی واگذار می نماید که هم کارا ( کارها را به درستی و صحیح انجام دهد ) و هم اثر بخش ( در راه رسیدن به هدفهای سازمانی) باشدویا به عبارتی وظایف ، مسئولیتها ، اختیارات و مناسب را به طور منطقی ، نه بر اساس سلیقه و ارتباطات به اشخاص واجد شرایط واگذار نماید . مدیران موفق و شایسته بحرانها را می شناسند و بحرانهای سازمانی را به موقع تشخیص داده و در اوقات بحرانی و در رویارویی با پیچیدگیهای معلوم و نامعلوم با قاطعیت و و مهارت خاصی عمل میکنند .

هنگامی که شخصی جدید وارد سازمان می شود و متصدی انجام کاری می شود ، تجربه ای بدست می آورد و پس از مدتی به این تجارب اندک اندک اضافه می شود . این تجارب برای فرد و سازمان مفید است و سازمان بابت این تجارب و اشتباهات آن پیوسته پول پرداخت میکند. یک مدیر توانمند با تکیه بر دانش ، تجربه و بینش خود از اینگونه نیروها به صورتی بهینه استفاده می نماید . یک مدیر شایسته به وظایف خود کاملا" آگاه است و نه فقط طرز انجام کار را بلکه علت انجام آنرا نیز توضیح می دهد . کارها و پاداشها را منصفانه تقسیم می نماید و در برخورد با مشکلات و تعارضهای سازمانی منصفانه قضاوت می نماید و علت تنبیه و وضعیت هر شخص خاطی را برایش توضیح می دهد و در مواردی که کار نادرست انجام می گیرد ویا شکست می خورد تحقیق می کند و فقط افراد مقصر را در تنهایی و نه در حضور جمع مواخذه می کند و تمام گروه را مورد سرزنش قرار نمی دهد و بین سخت گیری بیش از حد و نرمی ، حد وسط را انتخاب می کند و در مواقع مورد نیاز نظر خود را درباره کارمند با ذکر علت بیان می کند . به اصول اخلاقی پایبند است و به آن عمل می کند . اافرادی را که درپی تملق هستند را از خود دورکرده و افراد کاردان و اجرایی را تشویق می نماید . دستورات خود را دقیق ، صریح ، واضح ، کامل و ساده بیان می کند و سعی می کند قبل از تصمیمگیری و صدور دستور بیشترین اطلاعات را کسب نماید تا کمترین اشتباه را داشته باشد . یک مدیر شایسته با استقرار نظمی پایدار به صراحت به کارکنان تفهیم می کند ، چه انتظاری از ایشان دارد و چگونه ایشان باید با رفتارهایشان سازمان را در راه رسیدن به هدف یاری کنند و محیط را به صورتی امن درمی آورد که پرسنل تا زمانی که در محدوده اختیارها گام برداشته و به وظایفشان عمل می کنند از آنان پشتیبانی شود .

بهر تقدیر یک مدیر شایسته مدیریست که در بستر تعهد و با استفاده از تخصص در سمت و سوی رسیدن به اهداف سازمانی گام برداشته و وظایف خود را به نحوی شایسته به انجام برساندو این فرمایش حضرت محمّد(صلی الله علیه و آله ) را به یادداشته باشد که : " من از آنچه نمی دانید بیم ندارم ، اما بنگرید به آنچه می دانید چگونه عمل می کنید

سايت كاريزما مشاور


موضوعات مرتبط: سازمان هاي اينده
بیست و یکم آذر 1388 | 3:37 بعد از ظهر | دکتر سعید محمدي |


درباره وب

طراح قالب
امکانات وب